تبليغاتX
عاشقانه ها

عاشقانه ها

ماه من غصه نخور

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره
دنیامون یه عالمه ،آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مث من و تو نمیشن

ماه من غصه نخور،گریه پناه آدماس
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنما س

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز
باغچه مون غرق گلای عاشق ناز هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سیب میشه
میدونم گاهی آدم تو وطنش غریب میشه

ماه من غصه نخور ماها که تب نمیکنن
ماها که از آدم ها کمک طلب نمیکنن

ماه من غصه نخور شمدونیا صورتی ان
دلایی که بشکنن چون عاشقن قیمتی ان

ماه من غصه نخور سبک میشی بارون بیاد
توی عاشقی باید نترسی از کم و زیاد

ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکن
توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن

ماه من غصه نخور بازی زمین خوردن داره
کار دنیا همینه تولد و مردن داره

ماه من غصه نخور تاب بازی افتادن داره
زندگی شکستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور گلا میان عیادتت
به نتیجه میرسه آخر یه روز عبادتت

ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مث تو
خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مث تو

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه
اونیکه غصه نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور حافظ واست وا میکنم
شعرشو میخونم و تورو مداوا میکنم

ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا
هردومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا


+ نوشته شده در  89/04/26ساعت 17:38  توسط مهسا و علیرضا  | 

بخشیدم اونو به عشقش

رفت و دنیا مو بهم ریخت، آرزوهامو بهم ریخت

دیروزو امروزم هیچی، حتی فردامو بهم ریخت

 

ماه من وقتی سفر کرد، آسمون کلّی ترک خورد

هم خودش اصلاً نیومد هم دلش رو با خودش برد

 

وقت رفتن خیلی آروم سرشو گذاشت رو شونم

گفت می خوام بمونم اما جون چشمات نمی تونم!

 

خیلی ساده باورم شد که دلش یه جایی گیره

مث من که عاشق هستم، اونم مثِ من اسیره

 

موقع خداحافظی گفت: هیچ می دونی خیلی ماهی؟!

خنده دار بود حرفش اما گریه کردم اشتباهی

 

بخشیدم اونو به عشقش، آخه اون نداره تقصیر

رفته و رفتن اونو من گذاشتم پای تقدیر

 

اینجوری شد که سفر کرد ما رو از خود بی خبر کرد

رفت و دستاشو تکون داد یه نگاه به پشت سر کرد...

+ نوشته شده در  89/03/20ساعت 0:41  توسط مهسا و علیرضا  | 

یاد من می افتی هیچوقت ؟

وقتی میبوسه تو رو یاد من می افتی هیچوقت
وقتی نازت میکنه یاد من می افتی هیچوقت
وقتی گل میده بهت یاد نرگسا می افتی
وقتی زل زدی بهش یاد شکلکا می افتی

یا که نه ؟...یاد من می افتی هیچوقت

وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره

وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره

وقتی با همدیگه کنار هم اینور و اونور

وقتی چشم غره میری واسه چشمات میزنه پرپر

تو رو دوست داره مثل من یا که نه ؟
تو رو رو چشاش میزاره یا که نه ؟
مثل من یا که نه ؟ مثل من یا که نه ؟ مثل من ...
وقتی آهنگی که با هم می شنیدیم و گوش میدی یادم می افتی ؟

اونجاهایی که باهم رفتیم میری یادم می افتی؟

خیلی دوست دارم بدونم که حالت چطوره راستی؟هنوز عکسامو نگه داشتی یا نه؟

یاد من می افتی هیچوقت ؟

وقتی گریه میکنی سرتو بغل میگیره

وقتی میخندی بهش برای خنده هات میمیره

وقتی دلگیره ازت تو رو میبخشه !!
مثل من واسه خندوندن تو میکشه نقشه

مثل من تو رو دوست داره

مثل من یا که نه

اشکات رو تنش می باره
یا که نه
تو رو دوست داره مثل من
یا که نه
تو رو رو چشاش میزاره
یا که نه
مثل من یا که نه ؟ مثل من یا که نه ؟ مثل من
تو رو دوست داره مثل من؟
+ نوشته شده در  89/03/16ساعت 14:30  توسط مهسا و علیرضا  | 

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم
يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم
يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي
يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي
برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي
فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي
منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم
الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود
خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه

+ نوشته شده در  89/03/04ساعت 15:36  توسط مهسا و علیرضا  | 


می دانم که خسته شده ای
می دانم که تاب ماندن نداری
می دانم قصدت رفتن است.
برو که دیگر وقت رفتن شده!
 تو پرنده هستی و من گل
خاصیت پرنده رهایی و رفتن و پریدن است
و بخت گل ماندگاری و اسارت خاک  و پرپر شدن .
برو و حتی نگاهی به پشت سرت نکن که

دلم بیش از این نلرزد !
اگر بگویی خداحافظ جوابت رانمی دهم
فقط رفتنت را تماشا میکنم
نگو خداحافظ که پل برگشتنت ویران می شود!
برایت پلی میسازم از جمله ((به امید دیدار دوباره))
که اگر خواستی برگردی راهی برای برگشتنت باشد.
برو و یادت باشد که اینجا همیشه قلبی به خاطر تو در طپش است.
هر چند که می دانم فراموشم میکنی.
فراموش میکنی کسی را
که باتمام وجود دوستت دارد .
عزیزم ,میدانم
که مرا فراموش میکنی
...

+ نوشته شده در  89/02/07ساعت 0:54  توسط مهسا و علیرضا  | 


دلم فقط تو رو ميخواد
اگه يه روز من غريب ديگه نخوندم واسه تو
اگه يه روز اومد كه من نگفتم از تو شعر نو
اگه ديدي ديگه كسي تورو صدانميكنه
صبح كه ميشه به عشق تو چشماشووا نميكنه
اگه شبا هق هق من ديگه تو گوشت نپيچيد
ديگه خداخداي من به آسمونا نرسيد
اگه ديگه قاصدكي به پيش چشمات نيومد
از عشق من برات نگفت بوسه به گونه هات نزد
اگه ديگه ستاره اي به ماه من چشمك نزد
ديگه كسي به دفتر خاطره هامون سر نزد
بدون گلم كه عاشقت به آسمونا پر زده
تموم شده بس كه دلش تو حسرتت پرپر زده
+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 22:52  توسط مهسا و علیرضا  | 

 اگه می خوای بری برو دوباره از تو میگذرم

به گریه هام نگاه نکن من از تو بی وفا ترم

تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمیشه 

این دفعه دیگه بر نگرد تو واسه من یار نمیشی

از توی قصه هام برو دیگه به فکر من نباش

تموم کن این دروغارو ، نمک رو زخم من نباش 

همیشه بی گناه تویی !! همیشه تقصیر منه 

نگاه بی وفای تو همیشه طعنه می زنه

اما بازم می بخشمت این اشتباهه آخره 

گذشتم از گناهه تو اما خدا نمی گذره


+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 21:55  توسط مهسا و علیرضا  | 

متشکرم:

متشکرم:

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

 برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

+ نوشته شده در  89/02/05ساعت 1:1  توسط مهسا و علیرضا  | 

ز من بگذر

ترا می خواهم و دانم که هرگز

به کام دل در آغوشت نگیرم

توئی آن آسمان صاف و روشن

من این کنج قفس، مرغی اسیرم

ز پشت میله های سرد و تیره

نگاه حسرتم حیران برویت

در این فکرم که دستی پیش آید

و من ناگه گشایم پر بسویت

در این فکرم که در یک لحظه غفلت

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم

کنارت زندگی از سر بگیرم

 در این فکرم من و دانم که هرگز
 
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
 
اگر هم مرد زندانبان بخواهد

دگر از بهر پروازم نفس نیست

ز پشت میله ها، هر صبح روشن
 
نگاه کودکی خندد برویم
 
چو من سر می کنم آواز شادی
 
لبش با بوسه می آید بسویم
 
اگر ای آسمان خواهم که یکروز
 
از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم کودک گریان چه گویم
 
ز من بگذر، که من مرغی اسیرم
 
من آن شمعم که با سوز دل خویش
 
فروزان می کنم ویرانه ای را
 
اگر خواهم که خاموشی گزینم
 
پریشان می کنم کاشانه ای را

+ نوشته شده در  89/02/04ساعت 1:56  توسط مهسا و علیرضا  | 

میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش
میدونم که خنده داره واسه تو گریه ی دردم
میگذری از من و میری اما باز من برمیگردم
میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات چه جوری بازم صبورم
میدونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم
دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم
میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم
وقتی نیستی هم یه جوری با خیالت راضی میشم
میدونی واسه چی از تو بد میبینم و میخندم
تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو میبندم
چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی توی رگهام
میمیرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام
میدونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو را خواستم تو چه جور ازم گذشتی
+ نوشته شده در  89/02/03ساعت 2:47  توسط مهسا و علیرضا  |